میرحسین موسوی خامنه (زاده ۷ مهرماه ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بودهاست. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از فوت خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخستوزیری، از فعالیتهای اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.[۱]وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی آن زمان(دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۵۸ تاکنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. میر حسین موسوی در طول سالهای حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخستوزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و… به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.
تحصیلات
کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی)؛ تاریخ اخذ ۱۳۴۸
مطالعه معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد
فعالیتهای هنری
کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجستهای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کردهاست، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی):(محسن ابراهیمی ریگی) در تهران نصب است. مهندس احمد بهوندی فرزند سردار خسرو بهوندی نیز از طرفداران به نام این چهره بزرگ سیاسی ایران می باشد.
عضویت در نهادهای حکومتی
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می کند.
فعالیتهای علمی و هنری
- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی. برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و…
- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم فاطمه معصومه در قم.
- طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد
- طراحی گلستان شهدای اصفهان
- طراحی بنای یادبود شهید خرازی
- طراحی مجموعه فرهنگی – تجاری بین الحرمین در شیراز
- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری
- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک
- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران
- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب
- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر
سوابق شغلی
مدرس دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۳ – ۱۳۵۴
استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۴ – ۱۳۵۶
عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ – ۱۳۶۰
رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی۱۳۵۸
دبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ – ۱۳۶۸(آخرین نخست وزیر ایران)
مشاور سیاسی رئیس جمهور
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸ تاکنون
استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ – ۱۳۷۶
مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
رئیس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون
احمدی نِژاد از هیتلر پیروی می کند
تکنیک دروغ بزرگ ( Big Lie یا به آلمانی Große Lüge ) یکی از تکنیکهای شناخته شده جنگ روانی است. این تکنیک به صورت ساده این طور تعریف می شود: مردم دروغهای بزرگ را راحتتر از دروغهای معمولی باور می کنند چون هیچ کس نمی تواند تصور کند شخصی آن قدر وقیح باشد که تا این حد واقعیت را تحریف کرده و آشکارا دروغ بگوید.
این تکنیک اولین بار توسط آدولف هیتلر در کتاب نبرد من معرفی شد. برای توضیح بیشتر ترجمه بخشی از فصل دهم این کتاب را در اینجا نقل می کنم:
در دروغ بزرگ همواره نیروی باورپذیری وجود دارد، زیرا توده های عظیم مردم همواره از طریق تاثیرهای ناخوداگاه بسیار راحتتر فریب می خورند تا اینکه بخواهیم انها را با استدلالهای غیرمنطقی گمراه کنیم. بنابر این مردم عادی به واسطه ذهن سادهای که دارند از طریق دروغ بزرگ راحتتر فریب می خورند تا دروغهای کوچک و معمولی چرا که مردم عادی خودشان اغلب برای موضوعات کوچک دروغهای کوچکی می گویند اما از اینکه دروغهای بزرگ و شاخدار بگویند شرم دارند. انها هرگز به ذهنشان هم نمی رسد که دروغهای بزرگ و شاخدار بگویند و از این رو باور نمی کنند دیگران آن قدر وقیح باشند که واقعیت را تا این حد تحریف کنند. حتی اگر به آنها مدارک و شواهدی ارائه شود که دروغ بودن چنین گفتههایی را ثابت کند آنها باز هم در قبول واقعیت تردید می کنند و می گویند حتما توضیحی برای این مساله هست که ما نمی دانیم. به این دلیل دروغهای بزرگ حتی بعد از افشا شدن هم تاثیری از خود به جا می گذارند. این واقعیتی است که تمام دروغگوهای حرفه ای دنیا از ان اطلاع دارند.
نگاهی به شیوه احمدی نژاد در اولین مناظره انتخاباتی وی نشان می دهد که او به خوبی با این تکنیک آشنا است و از آن در جنگ روانی علیه رقیب به خوبی استفاده می کند. تنها در همین مناظره دروغهای بسیار بزرگی مانند عذرخواهی رسمی بلر در مورد تجاوز ملوانهای انگلیسی و وجود سند مکتوب آن در وزارت خارجه، غیر حقوقی بودن و بی ارزش بودن قطعنامه های شورای امنیت، اخراج نشدن دانشجویان در چهار سال اخیر، افتخارآمیز بودن نتایج کنفرانس دوربان و ادعاهای بی پایه ای از این دست را به دفعات شاهد بودیم. همانطور که در متن بالا آمده است همواره حتی با افشای این تکنیک باز هم تاثیری از آن باقی می ماند. یعنی حتی اینکه وزارت خارجه انگلیس طی کمتر از 24 ساعت عذرخواهی بلر را تکذیب کرده و بنابر این مشخص می شود وجود چنین نامه ای در وزارت خارجه کذب محض است، و یا انتشار لیست 57 نفره اسامی دانشجویان اخراجی در چهار سال اخیر هم نمی تواند تاثیر این تکنیک را به کل از میان بردارد.
علاوه بر تکنیک شناخته شده دروغ بزرگ احمدی نژاد از تکنیکهای رایج بازجویی هم استفاده می کند: جواب دادن سوال با سوال ( تفهیم این مساله به متهم که فقط بازجو حق سوال کردن دارد )، تحقیر رقیب و ایجاد رابطه والد – کودک با استفاده از لحن تمسخرآمیز، نیشخند، خود را عین نظام و ملت دانستن و رقیب را بی اطلاع و ناآگاه خطاب کردن، استفاده از عبارات سرزنش آمیز نظیر ” از شما بعید است” یا “من به شما علاقه دارم اما شما اطلاعات درستی ندارید” که رابطه والد – کودک را به ذهن مخاطب القا می کند. بر هم زدن تمرکز و تسلط رقیب با سوالات پی در پی و بی ربط، بلوف زدن و تهدید به افشای مسایل پشت پرده، وارد شدن در حیطه مسایل مربوط به همسر و عصبانی کردن رقیب که یکی از تکنیکهای رایج بازجویی است.
تمام این شواهد نشان می دهد مغز متفکر طراحی این سناریو کسی جز برادر حسین شریعتمداری بازجو و تواب ساز سابق و این شاگرد وفادار مکتب فاشیسم نمی تواند باشد. تکنیکهای مورد استفاده احمدی نژاد شیوه هایی است که سالها است در کیهان مورد استفاده قرار می گیرد: تخریب شخصیت افراد با منتسب کردن آنها به اشخاص دیگر و ادعای دریافت حمایتهای کلان مالی از منابع نامعلوم، ادعاهای بدون مدرک و استناد به مدارک موهوم که هیچ کس از وجود آن خبر ندارد، اعتقاد به اینکه بهترین دفاع حمله است، افشاگری بدون ارائه دلیل، اشاره به افراد پشت پرده بدون افشای هویت انها، خود را عین نظام و مردم دانستن و تحقیر مخالفین و …
البته استفاده از این روشها تازگی ندارد و در چهار سال گذشته به دفعات مورد استفاده قرار گرفته است به عنوان مثال ادعای مختومه شدن پرونده هسته ای ایران در شرایطی که شورای امنیت در استانه تصویب تحریمهای بیشتری علیه ایران بود که این ادعا سیاستمداران غربی را به شگفتی واداشت. اما باید به این نکته توجه کرد که این مساله برای اکثر مردم عادی قابل تصور نیست که شخصی تا این حد وقیح باشد که این طور گستاخانه دروغ بگوید و بنابر این دروغهای احمدی نژاد نیروی باورپذیری را در خود نهفته دارد. تبدیل شکستهای مسلم به پیروزیهای موهوم هم یکی دیگر از روشهای رایج چهار سال گذشته بوده است. به یاد داریم که پس از آن رسوایی آشکار در کنفرانس دوربان و تحقیر بالاترین مقام رسمی کشور و نماینده ملت ایران در انظار جهانی چگونه از احمدی نژاد مانند یک قهرمان استقبال شد و او را فاتح ژنو نامیدند. روشی که هیتلر بارها از آن استفاده کرد و حتی شکست آلمان در جنگ جهانی اول را پیروزی عنوان می کرد و معتقد بود ادعای شکست آلمان ساخته یهودی های دروغگو و چرچیل است!
مهمترین برگ برنده احمدی نژاد وقاحت بی پایان اوست. وقاحتی که در کمتر سیاستمداری دیده می شود.